|
شكلگيري شيعستان، سنيستان و كردستان |
|
برخی گزارشهای محرمانه که اخیراً توسط منابع آگاه منتشر شده، نشان می دهد که امریکا در جديدترين رؤياپردازيهاي خود براي تحولات سالهاي آينده، نقشه ای جدید برای تقسیم بندی سیاسی- جغرافیایی خاورمیانه طراحی کرده که از دل کشورهای منطقه، 3 کشور مجزا با نامهای "شیعستان" و "سنیستان" و "کردستان" به وجود خواهد آمد.
به گزارش رجانیوز، پس از حمله اشغالگران به عراق و گذشت 2 سال از حضور ناموفق در این کشور، امریکا تصمیم گرفت که عراق را به 3 بخش یا به اصطلاح به 3 کشور تقسیم کند. در همان زمان سخنان مختلفی در مورد این تقسیم بندی در شبکه های خبری و رسانه های مختلف جهان منتشر شد اما به تازگي در يك پایگاه الکترونیکی به نقل از یکی از مجلات نظامی گزارشی منتشر شده که تقسیم بندی سیاسی- جغرافیایی جدیدي براي منطقه نشان می دهد.
در این تقسیم بندی استقلال اراضی عراق، عربستان سعودی، سوریه، امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران مورد خدشه واقع شده است.
در نتيجه این خيال پردازي امريكايي ها، کشور "کردستان" در شمال عراق مركب از بخشهاي "کرد نشین" ایران، ترکیه، آذربایجان و ارمنستان تشكيل خواهد شد. اين كشور بزرگترین کشور همپیمان غرب و به ویژه امریکا در منطقه خواهد بود.
کشور "شیعستان" هم در جنوب عراق به وجود خواهد آمد و تعدادی از شهرهای جنوب غربی ايران و بخشی از سرزمین های شرق عربستان را نيز شامل مي شود.
کشور "سنیستان" نيز در مناطق غربی عراق به وجود می آید و علاوه بر آن، بخشی از سرزمین های سوریه و اردن را شامل می شود.
این تقسیم بندی جدید در درجه اول معطوف به گرايشات مذهبی بوده و سپس مسائل قومی را دربرمي گيرد. امریکا همواره سعی دارد كه نشان دهد شهروندان این مناطق نیز با چنین تقسیم بندی به شدت موافقند. این تقسیم بندی بیشترین فایده را برای رژیم صهيونيستي در پی خواهد داشت.
براساس این گزارش، مرحله دوم این طرح شامل تقسیم بندی جدید سیاسی- جغرافیایی امارات متحده عربی، یمن، افغانستان و پاکستان خواهد بود. در تقسیم بندی مرحله دوم، یک کشور مذهبی مانند "واتیکان" هم در دل عربستان سعودی به وجود خواهد آمد که شامل شهرهای مانند مکه و مدینه است.
شايان ذکر است در این تقسیم بندی رؤيايي ایران بیشترین مناطق سرزمیني خود را در مقايسه با ساير كشورها از دست مي دهد.
|
|
|
ديدار اخير جورج بوش از خاورميانه در ماه گذشته از بسيارى جهات ديدار منحصر به فردى است. وى در ديدار از كويت با زنان كويتى ديدار و بدليل شكست 27 تن از همكاران آنها در انتخابات مجلس به آنها اميد داد و گفت:«من نيز در اولين انتخابات شكست خوردم».
در بحرين نيز استقبال گرمى از بوش شد و اين نخستين ديدار يک رييسجمهور آمريكايى از بحرين بود. در ابوظبى در هتلى سه ميليارد دلارى از وى استقبال شد و سخنان «امين الريحانى» را در مورد آزادى به وى يادآورى نمود.
«دانا بيرينو» مشاور رسانهاى بوش نيز شبيه به ميهمانى شام «شيخ محمد بن زايد آل نهيان» را تاكنون در هيچ سفر دیگری ندیده بود. در دبى با رقص شمشير از «جورج بوش» استقبال شد و اين نخستين ديدار بوش از منطقه بود كه در پنج محور میتوان راجع به آن بحث کرد.
نخست آنكه هيچگاه خاورميانه به اين اندازه به لحاظ امنيتى، استراتژيک و اقتصادى براى ايالات متحده مهم نبوده كه اين امر در سايه رشد تصاعدى تروريسم در منطقه و جهان، رشد نفوذ ايران، افزايش بهاى نفت و حضور نظامى در عراق و اهتمام بيش از حد به استقلال لبنان صورت گرفته است.
دیگر آنکه گزارش سازمانهاى اطلاعاتى آمريكا در مورد ايران منجر به سردرگمى كشورهايى شد كه اهتمام خاصى به پرونده هستهاى ايران دارند.
محور سوم تغيير و تحولات امنيتى در عراق در اثر معامله عجيبى بود كه بين نيروهاى اشغالگر و قبايل سنى مذهب در عراق بسته شد.
نزديک شدن «جورج بوش» به پايان دوران رياستجمهوری نیز كه آخرين فرصت براى انجام موفقيتهاى تاريخى است محور چهارم سفر بوش به منطقه بود و پنجمین محور آغاز رقابت آتشين انتخابات در ايالات متحده و تاثير عملكردهاى كنونى بر كانديداى حزب جمهوريخواه آن کشور است.
در سايه اين مقدمات پنجگانه بايد دانست كه بوش چه اهدافى از سفر به منطقه و كشورهاى خليج فارس دارد.
هدف اصلى بوش از سفر به منطقه تكميل محاصره ايران و آمادهسازى زمينه براى حمله نظامى به آن كشور بود. اين طرح شبيه نقشهاى است كه ايالات متحده براى مقابله با شوروى سابق بكار برد.
«فالى نصر» كارشناس مسايل ايران میگويد، ايالات متحده تلاش دارد از طريق اعمال نفوذ در خاورميانه و ايجاد فشار سنگین و انعقاد پيمانهاى منطقهاى مخالف نفوذ ايران به مقابله با آن کشور بپردازد. آمريكا همچنین حضور نظامى دريايى خود در خليج فارس را افزايش داد و یک میلیون دلار براى تغيير نظام در ايران اختصاص داد. با اعمال فشار ايالات متحده نيز تحريمهاى سختتری از سوى سازمان ملل بر ايران تحميل شد و از همپيمانان خود نيز خواست تا تهران در تنگنای مناسبات مالی قرار دهند.
هدف دوم «جورج بوش» كسب حمايت كامل كشورهاى عرب براى پيشرفت سياسى در عراق و مذاكرات صلح در فلسطين بود چون میراث سياسى بوش و كارنامه وى در ايالات متحده در ماجراى عراق خلاصه میشود تا اگر معجزهاى رخ دهد پيمان صلح اسراييل و فلسطين نيز به آن اضافه شود.
«جورج بوش» بر اين اعتقاد است كه دخالت وى در پيمان صلح خاورميانه منجر به تعهد ايالات متحده به كشورهاى خليجفارس خواهد شد. تعهدی که به پیشرفت در موضوع عراق و جبران تلاشهای گذشتهاش در اعمال فشار بر ایران بر سر پرونده هستهای آن کشور در ازای تحقق امنیت در عراق خواهد شد.
آمريكا همچنین از دوستانش در كشورهاى حاشيه خليجفارس میخواهد تا با كاهش قيمت نفت اقتصاد آمريكا را در نظر داشته باشند. افزايش قيمت نفت در ماههای گذشته براى كشورهاى صنعتى غيرقابل تحمل بود كه جبران اين خسارت با افزايش توليد نفت در چند مرحله ممكن است. «جورج بوش» همچنین به دوستانش يادآورى كرد كه پس از حمله آمريكا در سال 2001 به افغانستان و عراق چهار برابر ثروتمندتر شده اند كه اين امر مسووليت آنها را افزایش میدهد.
سلاح هسته اى صلح آميز؟
گزارش سازمانهاى اطلاعاتى آمريكا در مورد پرونده هستهاى ايران محور اساسى پرونده ايران را تشكيل مىدهد كه گزارشى كاملا سياسى بود. اين گزارش حكومت آمريكا و همپيمانانش را متحير ساخت تا آنجا كه همپیمانان ايالات متحده آنرا ضربه اساسى به طرح ضربهزدن به ايران دانستند و رييسجمهور ايران نيز آنرا پيروزى بزرگ براى كشورش خواند. ماهيت اين گزارش چه بود؟
گزارش به نوعى دوپهلو تنظیم شده بود. نخست آنکه اطمينان مىداد ايران برنامه هستهاى نظامى خود را از سال 2003 متوقف ساخته و بر كلمه نظامى تاكيد دارد، به اين معنا كه پس از حمله ايالات متحده به عراق اين برنامه نظامى متوقف شده است. اين بخش چندان مورد اعتبار نیست زيرا در جمله مهمترى بيان شده كه ايران قادر خواهد بود اورانيوم غنى شدهاى توليد كند كه پس از سال 2009 قادر به توليد بمب اتم خواهد شد.
موضوع مهمترى كه در گزارش بيان نشده و رييس آژانس بينالمللی هستهاى نيز آنرا مورد تاكيد قرار داد اين است كه پس از غنىسازى اورانيوم طى يكسال، فقط چند ماه كافى خواهد بود تا بمب اتم ساخته شود و اين به معناى دشوار بودن غنىسازى اورانيوم است نه ساختن سلاح هستهای.
در حقيقت چيزى به نام برنامه هستهاى صلحآميز و برنامه هستهاى نظامى وجود ندارد. زيرا همين كه ايران توانسته است در پروسه برنامه هستهاى صلحآميز خود به اورانيوم غنى شده كافى دست يابد جهان مىتواند يقين داشته باشد كه ايران وهمپيمانانش به بمب اتمى دست يافتهاند. بدين ترتيب ايالات متحده و همپيمانانش دو راه پيشرو دارند. نخستين شيوه برخورد حمله نظامى به ايران و دومين روش مجاز دانستن ايران در دستيابى به سلاح هستهای است كه مسلما به معناى تسلط آن بر كشورهاى منطقه خواهد بود و اين همان مطلبى است كه «جورج بوش» در مزرعه «ملک عبدالله بن عبدالعزيز» نیز مطرح كرده است.
جورج بوش و حمله به ايران
كمترين چيزى كه در مورد روابط پادشاه عربستان با «جورج بوش» مىتوان گفت اين است كه عربستان به رابطه با «جورج بوش پدر» دلتنگى بيشترى نشان مىدهد و آمريكا نيز «ملک فهد» پادشاه پیشین عربستان را بيشتر ترجيح مىداد. هنگامى كه «جورج بوش» به رياستجمهوری آمریکا انتخاب شد عربستان توقع داشت با فرد حيكم و متوازنى مواجه باشد كه از ماجراجويى دورى كند و به مشكل اصلى منطقه يعنى مسايل موجود ميان اعراب و اسراييل بپردازد. آمريكا نيز توقع داشت تا «ملک عبدالله» را در كسوت پادشاهى ببيند كه در سختترين شرايط از آنها حمايت كند نه اينكه برنامه شخصى خود را در پیش بگیرد و ناامیدی دو کشور از یکدیگر دوطرفه بود.
بوش همچنین مذاكرات صلح اعراب و اسراييل را مورد توجه قرار نداد و بجای آن به عراق حمله كرد و بحران منطقهاى را دو چندان نمود. حتی منجر به کاهش نقش عربستان در منطقه شد و به اندازهای در مسايل داخلى عربستان داخل شد تا كتابهاى آموزشى آن کشور را نیز تغيير داد و در مقابل، پادشاه عربستان پيمان مكه را تشكيل داد كه برخلاف نظر آمريكا بود و همچنین ارتباطی با حكومت مورد اعتماد آمريكا در عراق برقرار نكرد. «ملک عبدالله» همچنین حضور نيروهاى آمريكايى در عراق را اشغالگرى خواند و براى نخستينبار از رييسجمهور ايران براى حضور در مراسم حج دعوت نمود.
«جورج بوش» از «ملک عبدالله» خواست تا از مذاكرات صلح اسراييل حمايت كند و عربستان نيز در پاسخ گفت که چه تضمينى براى به نتيجه رسيدن مذاكرات صلح در اين دوره وجود دارد؟ بوش همچنين از «ملک عبدالله» خواست تا از پيشرفتهاى سياسى در عراق حمايت كند و در اين ميان گفتوگوی طولانى در مورد قانون برچيدن حزب بعث نيز صورت گرفت.
تغييراتى در قانون طرد حزب بعث در عراق صورت گرفت تا اهل سنت بتواند در جريانات سياسى كشور مشاركت بيشترى داشته باشد ولى «ملک عبدالله» به دولت «نوری المالكى» و سياستهاى آمريكا در عراق خوشبين نبود و از همه مهمتر سخنان آنها در مورد آمريكاست كه تاكنون افشا نشده است و گفتگو در مورد ايران و سياستهاى دوساله آمريكا براى محاصره آن کشور نیز براى پادشاه عربستان خوشايند نبود.
در صورتى كه پادشاه عربستان از مشاركت در سياستهاى آمریکا سر باز زده باشد به معناى آنست كه آمريكا با اين تصميم خواستار درامان ماندن از پاسخ طبيعى و توجيه شده ايران به حمله نظامى است كه در اين صورت حتى اگر ايران مورد حلمه نيز قرار نگيرد خود را قربانى تغيير سياستهاى آمريكا نخواهد كرد و اين اقدام با معاملهای میان دو کشور صورت خواهد گرفت.
واضح است كه عربستان به آمريكا اعتماد ندارد و آمريكا نيز در سياستهاى منطقهای خود اعتمادی به عربستان ندارد که تحولات سالجاری مشخص خواهد کرد حق با کدامیک بوده است.
عراق،لبنان و دمكراسى
در كنار بلند پروازيهاى هستهای ايران و عشق عميق ناگهانی ايران به صلح سه موضوع براى ناظران سياسى جلب توجه ميكند.
موضوع نخست خوددارى بوش از سفر به عراق بود برغم آنكه عراق براى پنجسال اولويت اصلى برنامههای سياسى ايالات متحده در خاورميانه قرار داشت و وى تنها به فرستادن وزيرخارجه خود به عراق اكتفا نمود. خوددارى بوش از سفر به كشورى كه 200 هزار سرباز ايالات متحده در آن مستقر هستند و اكنون از استقرار امنيتى برخوردار است موضوع عجيبى بود كه دليل آن به ايمن نماندن وى در سفر به آن کشور و همچنین خوددارى از ديدار با «نور المالكى» بدليل اعتراض كشورهاى عرب به عملكرد وى بوده است.
موضوع دوم ديدار نكردن وى از بيروت بعنوان تنها نماد موفقيت جهانى وى در دموكراسى است كه به گفته يک مقام آمريكايى ناشى از علاقه وافر بوش به عصبانى نگاهداشتن سوريه تا برگزاری دادگاه بينالمللى محاكمه قاتلان «رفيق حريرى» و صدور حكم اوليه براى آن است.
سومين موضوع كه بسيارى از فعالان منطقه را نااميد كرد مربوط به بیتوجهى كامل بوش به شعارهاى سابق خود در مورد دموكراسى و آزادی بود كه نشان از تغيير رفتار نومحافظهكاران آمریکایی داشت.
اولويت اصلى ايالات متحده در خاورميانه پرونده ایران در سال 2008 و نقش آن در پرونده فلسطين و اسراييل خواهد بود. «جورج بوش» در ماههاى آينده اقدامات پيشگيرانه خود را برضد ايران دنبال خواهد كرد و سرانجام در تابستان مشخص خواهد شد كه آیا آمریکا به ایران حمله خواهد كرد يا موافقت خود با تاجگذارى هستهاى ايران را اعلام میکند. آيا «جورج بوش» حاضر به شرط بندی در این قمار خواهد شد؟
اكثريت و اپوزيسيون لبنان ترديد ندارند كه بازديد دوم دبيركل اتحاديه عرب از بيروت به نتايج عملى محسوسى در اجراى طرح اتحاديه عرب براى حل بحران لبنان منجر نشد.
بحران لبنان در واقع به اختلاف طرفهاى درگیر در بندهاى اين طرح كه در پيچ و خم تفسيرهاى آن گم شده، محدود نمىشود. در واقع جوهر مشكلات لبنان در اين است كه ايالات متحده علیرغم وتو نكردن علنى اين طرح، در حقيقت با راهكار عربى مخالف است و از آغاز تاكنون نيز بطور دايم در مسير اجراى آن سنگاندازى و مانعتراشى نموده است؛ زیرا بر اساس اظهارات مقامات آمریکایی، طرح اتحادیه عرب بيش از وزن و اندازه اپوزيسيون به آنها امتياز داده است.
وزراى خارجه اتحاديه عرب در جلسه نخست خود در قاهره تصمیم گرفتند كه با دادن سهميه به رييس جمهور در کابینه، مانع از تبديل دو گروه طرفدار و مخالف دولت به اكثريت شوند. متن اصلى اين طرح بر اين اساس بود كه سه سهميه مساوى به رييسجمهور، اپوزيسيون و گروه اکثریت داده شود كه آمريكا حتى پیش از گروه 14 مارس مخالفت خود را با آن اعلام و طرح را وتو نمود.
واشنگتن حتی با مصوبات نشست دوم وزرای خارجه اتحادیه عرب نیز موافق نبود، زیرا مقرر شد برنامه كارى دولت آينده همان بيانيه دولت كنونى لبنان باشد كه از مقاومت دفاع و به استمرار آن تا زمانی كه لبنان در تهديد اشغال است و اسراى لبنانى در زندانهاى اسراييل هستند، مشروعيت بخشد. ايالات متحده مقاومت لبنان را در فهرست گروههای تروريستى گنجانده و جنگ بىپايانى عليه آن به راه انداخته است. بدين ترتیب بسيارى معتقدند كه طرح، پايانى جز شكست نخواهد داشت. واشنگتن تمايلى به اجراى راهكار عربى در لبنان نداشته و ترجيح میدهد اين كشور در سردرگمى كنونى باقى بماند تا ايالات متحده در فرصت باقی مانده از دوره رياستجمهورى «جورج بوش» بتواند طرحهاى خود در خاورميانه را اجرا و تكليف لبنان را بر اساس آنچه خود میخواهد، مشخص نماید.
يک کارشناس آمريكايى مسايل خاورميانه در ديدارهاى اخير خود از بيروت تاكيد كرده كه چشمانداز سال آینده منطقه به سوى فدرالى شدن عراق پيش میرود و اين موضوع پس از شدت یافتن اختلافات قومى ـ مذهبى در عراق بيشتر نمود يافته است. به ويژه با توجه به ضربه سنگین نیروهای محلی «الصحوة» به القاعده در منطقه سنىنشین الانبار كه منجر شد تا القاعده به دنبال ميدان نبرد جديدى باشد و لبنان را به عنوان گزینه نخست خود انتخاب کرد؛ زيرا دولت اين كشور در شرايط كنونى عاجز و ناتوان شده است.
آن طور که این کارشناس آمریکایی گفته است، القاعده پیش از این نیز تلاش كرده بود تا لبنان را به ميدان جهاد اسلامى تبديل كند و درگيرى ارتش لبنان و سازمان فتح الاسلام نيز نتيجه اين انتخاب بود. ارتش لبنان توانست اين تلاشها را سركوب كند؛ ولى در عين حال القاعده نيز با بهرهگیری از اسامى مختلف تلاش دارد تا دایره نفوذ خود در لبنان را وسعت بخشد.
بدين ترتیب بعيد است تا پیش از روی کار آمدن دولت جديد در آمریکا بحران لبنان حل شود. ايالات متحده اكنون سرگرم مبارزات انتخاباتی است و تا تابستان آينده قادر به تصميمگیری در مورد لبنان نخواهد بود. بنا بر این شرایط لبنان تا تعیین رييسجمهور جدید آمریکا به همین منوال ادامه خواهد یافت. شانس در قدرت ماندن «فواد سنیوره» در مقام نخستوزیری لبنان تا سال آینده وجود دارد و طرح اتحاديه عرب نيز نمیتواند تغيير چندانى در اين موضوع ايجاد كند.
یک ديپلمات آمريكايى در خاورميانه نيز در مورد آينده ايران میگويد آمادگى حمله به ايران وجود دارد و هم اكنون دو ناو هواپيمابر در خليج فارس مستقر شدهاند و ناوگان پنجم نيز به آبهاى بحرين رفته است. پايگاههاى نظامى آمريكا در ديگر كشورهاى آسياى ميانه و خليج فارس پراكندهاند تا آنجا كه تصميم به جنگ نيز اتخاذ شده است؛ ولى ساعت صفر آن در دست دولت «جورج بوش» خواهد بود و ممكن است اين امر به دولت جديد واگذار شود. وى اطمينان داد كه تعيين حكومت جديد در كاخ سفيد تاثيرى بر طرحهاى ايالات متحده در مورد ايران نخواهد داشت و دولت جديد آمریکا ديدگاههاى دولت سابق در موضوع ايران را به ارث خواهد برد. این میراث، آمادگى ميدانى براى حمله به ايران را نيز شامل میشود.
ديپلمات آمريكايى میگوید بر اساس اطلاعات محرمانه، حمله علیه ايران؛ حملهای موشكى ـ هوايى خواهد بود كه هزاران هدف را در خاک ايران را شامل میشود. این حمله زمینی نخواهد بود و 10 تا 15 روز ادامه خواهد يافت. تنگه هرمز نيز تنها به مدت يك هفته بسته میشود و با توجه به اين امر كه سلاحهاى پيشرفته ايران از دقت زيادى برخوردار نيست، پاسخ نظامى ايران به حمله آمریکا كارآمد نبوده و تنها به اقداماتى پراكنده در عراق و برخى كشورهاى عرب محدود خواهد شد. ولى لبنان بدليل دورى از ميدان جنگ و نبودن نيروهاى آمريكايى در آن، درگير جنگ نخواهد شد.
اين ديپلمات آمریکایی همچنین دخالت ارتش اسراييل در حمله به ايران را بعيد میداند؛ ولى معتقد است كه اسراييل ممكن است رفتارى مانند آنچه به هنگام حمله به عراق در سال 2003 داشت، اتخاذ نمايد.
به گفته وی، نظام ایران با اين حمله سرنگون نخواهد شد؛ ولى پس از پايان جنگ بر اثر ويرانیهاى ناشى از جنگ در زمينههاى سياسى، اقتصادى و هستهاى ضعيف و ناتوان خواهد شد.
ديدارمشرف با منافقين فرانسه براي تشکيل «دولت درتبعيد ايران»

|
صبح نيوز:شنيده شده است رييس جمهوري پاكستان در پاريس ديداري محرمانه با دو ايراني داشته كه قرار است «دولت در تبعيد ايران» را تشكيل دهند و گفته مي شودكه آنها داعيه احياي سلطنت پهلوي در يك «ايران فدراتيو» را دارند.
يك پايگاه اينترنتي ضد انقلاب از ديدار محرمانه رييس جمهوري پاكستان با دو ضد انقلاب ايراني درفرانسه خبر داد و افزود : پرويز مشرف از دو هفته پيش و به بهانه يك سفر ديپلماتيك، كشورش را به مقصد بلژيك ترك كرده است و در اين مدت علاوه بر خبر ديدارهاي وي در بلژيك، خبر كوتاهي هم درباره سفرش به فرانسه منتشر شده بود.
اين پايگاه اينترنتي افزود : رييس جمهوري پاكستان در پاريس ديداري محرمانه با دو ايراني داشته كه قرار است «دولت در تبعيد ايران» را تشكيل دهند و گفته مي شود كه آنها داعيه احياي سلطنت پهلوي در يك «ايران فدراتيو» را دارند. حتي محل ديدار نيز به دستور شخص «نيكلا ساركوزي» در اختيار مشرف قرار داده شده و رييس جمهوري فرانسه در جريان جزييات ديدارها و فعاليت هاي همتاي پاكستاني خود بوده است.
در همين ارتباط خبرگزاري آسوشيتدپرس گزارش داد مشرف و وزير جنگ اسراييل در پاريس با يكديگر ملاقات كرده اند و كانون اصلي بحث آنها نيز برنامه اتمي ايران بوده است. |
عصر ایران- چنانچه نیروهای آمریکایی در هرگونه حمله احتمالی به ایران مشارکت کنند پایگاه های نظامی آنها واقع در خلیج فارس هدف حملات متقابل نیروهای ایرانی قرار خواهد گرفت.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) سردار سرلشگر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در گفت و گو با شبکه الجزیره ضمن بیان مطلب فوق افزود: "این حق طبیعی ایران است که در صورت مورد تعرض قرار گرفتن از راه هوایی یا زمینی، واکنش نشان دهد."
وی در عین حال به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که برخی از آنها میزبان پایگاه های نظامی آمریکا هستند اطمینان داد: "تنها" نیروهای آمریکایی تحت حمله متقابل ایران قرار خواهند گرفت.
سردار جعفری که از طریق مترجم با الجزیره سخن می گفت، خاطرنشان کرد: "درک می کنیم که در بین کشورهای همسایه و اسلامی که سرزمین آنها مقر پایگاه های نظامی آمریکاست نگرانی وجود دارد."
وی افزود: "با این حال اگر آمریکا دست به جنگ علیه ایران بزند و چنانچه از این پایگاه ها برای حملات موشکی به کشور ما استفاده کند آنگاه قادر هستیم صرفا نیروهای نظامی متجاوز آمریکایی را هدف قرار دهیم."
این اظهارات پس از آن صورت می گیرد که جرج بوش رییس جمهوری آمریکا اخیرا در سفر به کشورهای خلیج فارس ادعا کرد: "ایران کشور اصلی حمایت کننده تروریسم است و همه گزینه ها در مواجهه با این کشور بر روی میز قرار داد."
ارتش آمریکا دارای چندین پایگاه در کشورهای عربی از جمله عربستان، بحرین، امارات، قطر و یمن است. بسیاری از کشورهای عربی پیش از این ابراز نگرانی کرده اند که چنین پایگاه هایی می تواند این کشورها را در مقابل حملات آسیب پذیر کند.
از سوی دیگر تهران بارها هشدار داده که در صورت تعرض دشمنان پایگاه های نظامی آنها در سراسر خلیج فارس هدف حملات متقابل قرار خواهد گرفت.
ادامه مطلب
بر خلاف ادعاهاي «لاوروف» روسي و «اشتاين ماير» آلماني در زمينه لحن قطعنامه سوم عليه ايران، گزارشهاي رسيده از اعضاي غيردايم شوراي امنيت که متن قطعنامه را دريافت كردهاند، حکايت از آن دارد که لحن قطعنامه سوم شديدتر از قطعنامههاي پيشين است.
كد خبر: ۵۴۶۶ تاريخ انتشار: ۱۱:۲۲ - ۰۴ بهمن ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۱۶۷۹۷
بر خلاف ادعاهاي «لاوروف» روسي و «اشتاين ماير» آلماني در زمينه لحن قطعنامه سوم عليه ايران، گزارشهاي رسيده از اعضاي غيردايم شوراي امنيت که متن قطعنامه را دريافت كردهاند، حکايت از آن دارد که لحن قطعنامه سوم شديدتر از قطعنامههاي پيشين است.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك» به نقل از «رويترز»، علاوه بر بانک سپه ايران که در قطعنامه پيشين به آن اشاره شده بود، در قطعنامه جديد، دو بانک ديگر قديمي و مهم ايران، يعني بانک ملي و بانک صادرات به ليست بانکهاي تحت تحريم اضافه ميشوند.
اعتبارات صادراتي، يکي ديگر از موارد اضافه شده به قطعنامه سوم است و بر اين اساس، محدويتهايي بر اعتبارات صادراتي کشورها به ايران ايجاد خواهد شد و کشورهاي جهان از اعطاي اين اعتبارات صادراتي که بر کالاهايي که نقش واسطهاي داشته و سرمايهگذاري هم به شمار نميرفت، اعمال ميشود. بدين معنا که هيچ کشوري، حق دادن اعتبار به ايران براي کالاهايي که به ايران ميفروشد را ندارد.
همچنين برخلاف قطعنامه قبلي که محدوديت بر سفر 28 مقام ايراني به کشورهاي دنيا به صورت اختياري بود و کشورها به صورت اختياري، اين حق را داشتند که محدويتهايي بر سفر اين افراد اعمال كنند، اکنون علاوه بر افزايش تعداد افراد و شرکتها، اين محدوديت به صورت اجباري اعمال ميشود و کشورها موظفند محدوديتهاي اجباري بر مقامات جديد ايراني، سرمايه آنها و همچنين شرکتهايي که با آنها ارتباط دارند، به وجود آورند.
علاوه بر اين موارد، همه موارد در قطعنامههاي پيشين، يعني توقف عمليات غنيسازي و همچنين اجراي پروتکل الحاقي و پاسخهاي ديگر به آژانس نيز گنجانده شده است.
دادن همه اطلاعات به آژانس، بدون گرفتن تضمين در زمينه خارج كردن پرونده ايران از دستور کار شوراي امنيت سازمان ملل متحد، يکي از بزرگترين چالشهاي ديپلماسي هستهاي ايران است و اگر قرار باشد ما از يك سو تحت فشار قطعنامههاي صادره عليه کشورمان قرار گرفته و از سوي ديگر پاسخ کامل به آژانس بينالمللي انرژي هستهاي را مد نظر قرار دهيم و در اين زمينه، حتي توانايي بيرون آوردن پرونده خود از دستور جلسه شوراي امنيت ملي آمريکا را نداشته باشيم، امتيازي به دست نميآوريم. حال بايد پرسيد كه دادن اطلاعات يکطرفه بدون دريافت مابهازاي حقيقي، چه مفهوم و معنايي دارد؟
اخبار مرتبط:
در حالي كه خبرگزاريهاي غربي تلاش كردهاند توافق بر سر مفاد قطعنامه را كمرنگ جلوه دهند، منابعي در واشنگتن به خبرنگار «تابناك» گفتند كه پيشنويس اين قطعنامه نيز مورد توافق قرار گرفته و حتي به ده عضو غيردايم شوراي امنيت هم ارسال شده است.
كد خبر: ۵۳۹۱ تاريخ انتشار: ۱۰:۱۴ - ۰۳ بهمن ۱۳۸۶
با وجود آنكه پيشتر با انتشار گزارش اطلاعاتي آمريكا و مواضع اعلامي چين و روسيه، احتمال ميرفت قطعنامه تحريم سوم ايران فعلا مطرح نشود، شب گذشته در جلسه مهمي كه با حضور وزراي خارجه هر شش كشور آمريكا، انگليس، روسيه، چين، فرانسه و آلمان برگزار شد، ضمن توافق بر سر اصل صدور قطعنامه جديد، درباره مفاد آن هم به توافق نسبي رسيدند.
در حالي كه خبرگزاريهاي غربي تلاش كردهاند توافق بر سر مفاد قطعنامه را كمرنگ جلوه دهند، منابعي در واشنگتن به خبرنگار «تابناك» گفتند كه پيشنويس اين قطعنامه نيز مورد توافق قرار گرفته و حتي به ده عضو غيردايم شوراي امنيت هم ارسال شده است.
بنابراين، به رغم اظهارات مقامات روسي و چيني، دور تازه تحريمهاي سازمان ملل متحد، با بکارگيري اهرمهاي جديد براي اعضاي غيردايم فرستاده شده است و احتمال ميرود تا پايان ماه ژانويه، در صحن شوراي امنيت سازمان ملل متحد رسيدگي و تصويب شود.
اين قطعنامه که به وسيله فرانسه تدوين شده و پيشتر قرار بود تا 23 دسامبر سال 2007 به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل متحد برسد، به دليل گزارش سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا، بررسي آن با يک ماه تأخير تا پايان ماه ژانويه سال 2008 انجام خواهد شد.
لحن اين قطعنامه تندتر از گذشته بوده و تحريمهاي جديد عليه سپاه پاسداران و مقامات نظامي و سياسي کشور را مدنظر قرار داده است.
همچنين پنج بانک ايراني را در ليست ممنوعالمعامله قرار داده و بيش از بيست شرکت ايراني نيز در اين ليست قرار گرفتهاند.
تحريم اقتصادي همهجانبه ايران که محور اصلي اين قطعنامه را تشکيل ميدهد، همچنين در پي ايجاد راهکارهايي براي فشار بيشتر بر ايران است و از آنجا که مقامات غربي قصد دارند اين تحريم سوم، به مانند شوکي بر پيکيره اقتصاد ايران وارد آورند، در عين حال، نميخواهد اين شيوه برخورد را تا پيش از تصويب قطعنامه علني نمايند، بلكه قصد آنها، بيشتر وارد آوردن شوک اقتصادي به ايران است.
گفتني است، ادامه روند تحريمها و همچنين درخواست تمکين ايران به قطعنامههاي پيشين شوراي امنيت، از محورهاي ديگر قطعنامه جديد است.
بنا بر گزارش منابع خبري، روسيه، حمايت همهجانبه خود را از قطعنامه ابراز داشته و مواد آن را تأييد كرده و چين نيز اين قطعنامه را پذيرفته است.

نکته مهم ديگر که در قطعنامه به آن اشاره شده است، حاکي از گسترش تحريمها و کشاندن صنايع نفت و گاز کشور به اين سلسله از تحريمهاست که در اين زمينه، يکي از اهداف «1+5»، راهبردي نمودن اين اهداف است.
گزارش رسانههاي غربي
در اين حال بيبيسي گزارش داد: این توافق طی نشستی در برلین، پایتخت آلمان و در شرایطی حاصل شد که وزیرخارجه آمریکا گفته بود این دولتها با رسیدن به توافق فاصله زیادی دارند.
فرانک والتر اشتاینمایر که میزبانی نشست را به عهده داشت به خبرنگاران گفت که در این نشست بر سر محتوای کلی قطعنامه توافق حاصل شده و قرار است پیش نویس قطعنامه را بریتانیا، فرانسه و آلمان تهیه و طی هفته های آینده به شورای امنیت عرضه کنند.
وی از محتوای این پیش نویس سخنی نگفت اما آن گونه که از دیپلماتهای اروپایی نقل شده، در قطعنامه تازه، تحریمهایی که در حال حاضر بر ایران اعمال شده به شکلی نه چندان سختگیرانه گسترده تر و شدیدتر خواهند شد و به احتمال زیاد موارد تازه ای بر تحریمها افزوده نمی شود.
توافق میان اعضای دائم شورای امنیت و آلمان، معروف به گروه 1 + 5 پس از چندین نشست در سطوح مختلف و در حالی صورت می گیرد که ماهها از پایان مهلتی که برای ایران در نظرگرفته شده بود تا به قطعنامه های پیشین شورای امنیت عمل کند می گذرد.
علت عدم حصول توافق میان این دولتها برای شدت بخشیدن به تحریم ایران، مخالفتهای روسیه و چین بود که دادوستد گسترده تجاری و نظامی با ایران دارند و اکنون به نظر می رسد که مخالفتهای این دو کشور سبب شده است قطعنامه ای که قرار است این بار علیه ایران در شورای امنیت به رأی گذاشته شود، متعادلتر از آن چیزی باشد که آمریکا و متحدانش در نظر داشتند.
عصر ایران- رهبر حزب لیکود اسرائیل در اظهاراتی نسبت به عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از کرانه باختری هشدار داد و گفت: "در صورت عقب نشینی از کرانه باختری این منطقه به جولانگاه ایرانی ها تبدیل خواهد شد."
به گزارش عصر ایران (asriran.com) به نقل از روزنامه یدیعوت آحارونوت، بنیامین نتانیاهو اظهار داشت: "چنانچه اسرائیل نیروهای خود را از کرانه باختری خارج کند ممکن است ایران سریعا این منطقه را تحت کنترل خود درآورد."
وی که در جریان کنفرانس سالانه هرزلیا در اسرائیل سخن می گفت اضافه کرد: "نمی توانیم به ایران اجازه بدهیم که در نزدیکی شهر مرکزی تل آویو (در کرانه باختری) پایگاه عملیاتی تشکیل بدهد."
رهبر حزب اپوزیسیون در پارلمان اسرائیل در ادامه ادعا کرد: "عقب نشینی فوری دولت اسرائیل از لبنان در سال 2000 باعث تشکیل یک پایگاه عملیات ایرانی در شمال (اسرائیل) شد و عقب نشینی از غزه نیز ایجاد دومین پایگاه ایرانی را به دنبال داشت."
وی مدعی شد: "در صورت عقب نشینی از کرانه باختری سومین پایگاه ایرانی این بار در قلب اسرائیل و در نزدیکی تل آویو تشکیل خواهد شد."
نتانیاهو همچنین از رویکرد اسرائیل در نوار غزه انتقاد کرد و خواهان تغییر استراتژی تل آویو در این خصوص شد.
وی در این باره گفت: "ما به اشتباه مسیر یک جنگ فرسایشی را در پیش گرفتیم... ما باید یک راهبرد بازدارندگی شدید را دنبال کنیم که در نهایت به سقوط جنبش حماس منجر شود."

