تبليغاتX
کاکو کولاک
شیراز ایران جهان

مامور ارشد سازمان سیا:ایران به دنبال تشکیل یک امپراطوری بزرگ!

«رابرت بیر» مامور ارشد سابق سازمان سیا معتقد است مشکل اصلی غرب با ایران بر سر برنامه هسته ای این کشور نیست بلکه اهداف سلطه گرایانه ای که ایران دنبال می کند برای غربی ها مشکل ساز شده است.
وی افزود: "هیچ نمونه دیگری را در تاریخ سراغ ندارم که کشوری به این نحو دنبال سلطه گری بوده باشد. امپراتوری های گذشته ایران همواره از طریق تجاوز و اشغال دنبال توسعه خود بوده اند. اما اکنون ایران به دنبال دستیابی به اهداف سلطه گری از طریق نمایندگان و عوامل خود نظیر فلسطین و لبنان است که درک این موضوع برای اشخاص عادی مشکل است.
«بیر» در پاسخ به این سئوال که چگونه ممکن است کشوری کوچک با اقتصاد نسبتا کوچک خواهان امپراتوری باشد مدعی شد: "واقعیت این است که ایران می تواند هرج و مرج بزرگی در منطقه و حتی در جهان ایجاد کند. ایران می تواند ذخایر نفت خلیج فارس را تحت کنترل خود درآورد که همین امر آنها را در مرکز اقتصاد جهانی قرار می دهد. شما شاید استدلال کنید که ارتش آمریکا از این مساله جلوگیری می کند اما آیا ما طالب آن هستیم که یک میلیون سرباز را در منطقه بگذاریم تا ایران را مهار کند و پلیس خاورمیانه باشد؟"
وی همچنین به موقعیت ایران در عراق اشاره کرد و افزود: "ایران نقش فعال و موفقی در عراق دارد. ایرانی ها دقیقا پس از هجوم آمریکا به عراق پروژه ای را در این کشور آغاز کردند که هدف از آن «لبنانیزه کردن» عراق بود. این به معنی آن است که ایران بر سیاستمداران عراقی نفوذ کرده و به قدرت واقعی در عراق تبدیل می شود. مقامات آمریکایی طی هفته ها، ماه ها و حتی سال های اخیر اشاره کرده اند که ایران در این پروژه موفق بوده و عقب نشینی آمریکا از عراق فورا منجر به تسلط تهران بر سیاست داخلی و خارجی این کشور خواهد شد."
وی خاطرنشان کرد: "غرب به ویژه آمریکا باید به ایران نزدیک شود، از شیعیان حمایت کند، با آنها اتحاد تشکیل دهد و امیدوار بماند که ایرانی ها در آینده یک رئیس جمهور میانه روتر را انتخاب کنند.
نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 15:27 | لینک  | 

تحليل سردار نقدى از تغييرات نظام سياسى امريکا:
اوباما شاپور بختيار نظام بين المللى است

با انتخاب باراک اوباما به سمت ریاست جمهوری آمریکا، پاره ای تحلیل ها و نظرات بر تفاوت ماهیتی سیاست های اوباما، با سلف قبلی اش جرج بوش تاکید داشت اما آنچه که حکایت از واقعیت دارد این است که با کنار زدن برخی لایه های سطحی و پرطمطراق نظام لیبرال-سرمایه داری مشخص می شود که سیاست های اوباما نیز مانندبوش است. آنچه در ذیل می خوانید سخنرانی سردار بسیجی محمدرضا نقدی معاون آماد و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح است که در مراسم یادواره شهدای مسجد ابوالحسن ایراد گردیده است.

گاهی اوقات افراد ظالم و خبیث هم مستحق ترحم می شوند. درگذشته وقتی ارباب و خان زورگو بخاطر تصرف بیش از حد اموال و تعرض به نوامیس با شورش مردم آبادی مواجه می شد کاسه کوزه ها را بر سر مباشر و کارگزار خود می شکست و او را به فلک می بست و از کار برکنار می کرد تا وجهه خودش را بازسازی کند.

شاه ملعون هم وقتی با انقلاب اسلامی و قیام عمومی مردم روبرو شد و وضعیت خود را در خطردید وفادارترین کارگزاران خود را که جرم اصلی آنها اطاعت محض از خودش بود قربانی کرد و با زندان انداختن هویدا نخست وزیر و نصیری رئیس ساواک آنها را مقصر معرفی کرد تا شاید خودش نجات یابد.

وقتی عمق انقلاب اسلامی آشکار شد و آمریکا تمامیت نفوذخود در ایران را در خطر دید شاه را قربانی کرد و نه تنها او را از ایران خارج کرد بلکه حتی او را ذلیلانه از خاک آمریکا هم بیرون انداخت و از اعمال ضدحقوق بشر او اعلام برائت کرد تا شاید موقعیت خود در ایران را از دست ندهد.

این رویه یعنی قربانی کردن عوامل و زیردستان برای حفظ خود سنت همیشگی طواغیت بوده و هست درقیامت هم همین اتفاق تکرار می شود و سران کفر و ظلم از اعمال زیردستان خودشان تبری می جویند.

ماجری امروز جرج بوش هم همین است. سران استکبار یعنی همان حاکمان پشت پرده رژیم ایالات متحده آمریکا که در سال 2000برخلاف آراء اکثریت رای دهندگان آمریکایی به ضرب و زور و با حکم دیوانعالی کشورآمریکا جرج بوش را به مسند قدرت نشاندند تا نقشه آنان برای حمله به ایران، عراق و افغانستان و تسلط کامل آمریکا بر نفت و گاز منطقه خاورمیانه را به اجرا گذارد، با شکست این طرح و افتضاحات پی درپی آن چاره ای ندیدند تا جرج بوش را قربانی کنند و همه کاسه کوزه ها را بر سر او بشکنند تا شاید سوزاندن پرچم آمریکا که به تمام تظاهرات مردمی سراسر جهان سرایت کرده است و سنت روزانه مردم به تنگ آمده از تجاوزات آمریکا شده است به سوزاندن عکس ها و آدمک های جرج بوش تبدیل شود.

سناریوی استکبار این است که به مردم دنیا اینطور بباوراند که با رفتن جرج بوش و آمدن فرد دیگری به جای او از شر تجاوزات آمریکا خلاص خواهند شد و لزومی ندارد به مقاومت خود علیه رژیم آمریکا ادامه دهند.

در همین راستا رسانه های صوتی و تصویری و مطبوعاتی که تا دیروز دولت بوش را برای حمله به این و آن کشور تشجیع می کردند و او را سردار بزرگ جبهه آزادی و دمکراسی جهان و اسطوره مبارزه با تروریسم و دیکتاتوری معرفی می کردند و تا سطح الوهیت بالا می بردند امروز در اعلام ارقام هرچه کمتر از محبوبیت جرج بوش و اعلام نفرت عمومی از او با هم مسابقه گذاشته اند تا کار بجایی رسید که حتی کاندیدای حزب جمهوری خواه هم در تبلیغات انتخاباتی خود از اعمال جرج بوش اعلام برائت کرده و این روزها هم دارند بحث محاکمه جرج بوش را در رسانه های آمریکا مطرح می کنند.

آیا واقعاً همه تقصیرات به گردن جرج بوش است؟

اشغال احمقانه و گرفتار شدن آمریکا در باتلاق عراق، اوضاع پیچیده و بحرانی افغانستان و ناتوانی استقرار آرامش در آن کشور، کشیده شدن درگیری ها به پاکستان، ناامنی ها و نارضایتی های گسترده داخل آمریکا، بحران عمیق و گسترده اقتصادی، بحرانی شدن روابط آمریکا با روسیه، افتضاحات گوانتانامو، ابوغریب و زندان های مخفی در اروپا و... همه به گردن جرج بوش است؟

پاسخ روشن است. در کشوری که حتی تصمیمات جزئی با محاسبات دقیق و بهره گیری از انبوه کارشناسان و مشاوران اتخاذ می شود بحران های اساسی مانند مسائلی که ذکر شد نمی تواند صرفاً محصول تصمیمات یکنفر باشد.

یک نکته ظریف اینجاست که کسانیکه مبلغ این موضوع هستندو تلاش می کنند رژیم آمریکا را انساندوستانه جلوه دهند و تقصیرها را به گردن یک نفر بیندازند همان هایی هستند که معتقدند نظام آمریکا یک نظام مبتنی بر علم است و یک رژیم دمکراسی است ما از این افراد می پرسیم مگر می شود نظامی که مبتنی بر علم اداره می شود تصمیمات راهبردی اش را یک نفر بگیرد مگر می شود کشوری که دمکراسی است و متکی به آراء مردمی و مجلس نمایندگان است همه کارهای کلیدی در دست یک نفر باشد؟ اینکه دیکتاتوری است.
یا باید پذیرفت که رژیم آمریکا یک رژیم دیکتاتوری متکی به فرد است و به دروغ خود را نظام دمکراسی می خواند که چنین رژیمی مستحق نابودی است و نباید به آن اعتماد کرد و اگر نپذیریم که نظام آمریکا رژیمی متکی به فرد و دیکتاتوری است به ناچار افتضاحات بزرگی را که به ویژه در سال های اخیر توسط دولت آمریکا در جهان رخ داده است را نمی توانیم به گردن یک فرد بیندازیم بلکه باید آنرا محصول تصمیم جمعی نخبگان حاکم بر آمریکا و خروجی یک نظام مدیریتی بدانیم که در این صورت هم این نظام مدیریتی آمریکاست که مجرم است و نه فقط شخص جرج بوش. جنایات عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان محصول طبیعی تفکر لیبرال دمکراسی است ریشه ظلم و فساد نظام لیبرال دمکراسی است نه یک شخص.

نظام استکباری که با رویگردانی شدید مردم آمریکا از حاکمیت آن کشور مواجه است و با تشدید اقدامات امنیتی، تفتیش های شبانه روزی و رسیدن آمار زندانیان آمریکا به مرز 2.5میلیون نفر نتوانسته نارضایتی های داخلی را مهار کند و از سوی دیگر مقبولیت خود را در افکار عمومی جهان از دست داده و با تنفر عمومی مردم بویژه مستضعفان مواجه است با انتخاب یک سیاه و مسلمان معرفی کردن اصل و نسب وی سعی می کند موقعیت خود را در افکار عمومی جهان بخصوص مستضعفان بپا خواسته بازسازی کند و رنگین پوستان و اسپانیول های آمریکایی را که به شدت از رژیم آمریکا رویگردان شده اند به آینده این حکومت امیدوار کند.

مأموریت این سیاه بازسازی موقعیت بین المللی رژیم آمریکا در افکار عمومی مردم آمریکا و جهان است چرا که آنها می دانند که با اوجگیری مقاومت های مردمی در جهان دیگر نمی توانند به زورگویی های خود ادامه دهند و این واقعیت در عرصه عراق و افغانستان بوضوح آشکار شده است. فلذا با انتخاب اوباما و انتخاب شعار «تغییر» دست به یک عقب نشینی تاکتیکی زده اند تا پس از بازسازی چهره خود در انظار عمومی و جمع کردن وضعیت فروپاشیده اجتماعی و فرهنگی داخل آمریکا خودشان را برای حمله های مجدد و غارت ها و تجاوزات بزرگتر آماده کنند.

همانطور که آمریکا در سال 57 با روی کار آوردن بختیار می خواست وجهه ای ملی و مردمی به رژیم شاهنشاهی بدهند و زمینه را برای بازگشت مجدد شاه ملعون آماده کند امروز هم باراک اوباما کسی جز شاهپور بختیار در نظام شاهنشاهی بین المللی نیست. او را آورده اند تا رژیمشان را نجات دهند و بوش را قربانی کرده اند تا لیبرال دمکراسی را از ورشکستگی نجات دهند که محال است موفق شوند همانطور که مردم ایران آنروز آن ترفند را خوب شناختند و شعار دادند که بختیار نوکر بی اختیار مردم دنیا هم بزودی خواهند دید این فرد هم جز یک نوکر بی اختیار برای نظام استکبار نیست و برخلاف شعارهایش اجازه هیچ تغییری را نخواهد داشت.

این آقا بعید نیست که برای ظاهرسازی دست به اصلاحاتی ظاهری و کم اهمیت مثل بستن زندان گوانتانامو و یا دستور توقف حملات به روستاهای پاکستان و امثال این کارها بزند ولی بهیچوجه نخواهد توانست در ارکان تجاوز و وحشگیری آمریکا هیچ تغییری ایجاد کند او نمی تواند ارتش آمریکا را از ادامه اشغال کشورها بازدارد. او نمی تواند ارتش آمریکا را به کشور خودش برگرداند.

اوباما نمی تواند سازمان سیا را منحل کند و حتی نمی تواند آن سازمان را از مداخله در کشورهای دیگر باز دارد او حتی جرئت عذرخواهی نسبت به دخالت ها و تجاوزات قبلی آمریکا را نخواهد داشت.

او بهیچوجه نخواهد توانست دست از حمایت رژیم اسرائیل بردارد و اوباما حق ندارد کوچکترین قدمی برای جلوگیری از تجاوز صهیونیست ها به مردم فلسطین بردارد.

اوباما حتی نمی تواند تعداد زندانیان آمریکا را به حد معقول و قابل قبول در حد دیگر کشورها برساند و حتی نخواهد توانست هیچ تغییری در مناسبات اقتصادی داخل آمریکا ایجاد کند و نخواهد توانست سرمایه داری افسارگسیخته را حتی یک ذره مهار کند. اوباما حتی اجازه نخواهد داشت دولت ها و حرکت های متکی به دمکراسی و آراء عمومی در جهان اسلام را به رسمیت بشناسد و راهی جز حمایت از شاهان مستبد و دیکتاتورهای جنایتکار ندارد. اوباما حتی هیچگاه اموال بلوکه شده ایران در آمریکا را که با احتساب سود آن از بیست میلیارددلار هم بیشتر است پس نخواهد داد.

مردم دنیا خواهند دید که جنایات آمریکا در جهان در دوران اوباما نیز با همان شدت ادامه خواهد یافت و عقب نشینی کوتاه مدت تاکتیکی مقدمه جنایات بزرگتر خواهد بود تغییرات ظاهری هم هیچ اثری برای نجات رژیم آمریکا نخواهد داشت در هر صورت آمریکا در بن بست گرفتار شده است و رژیم آمریکا امروز در وضعیتی مانند رژیم شاه در سال 57 است که نه راه پس دارد و نه راه پیش. اگر تجاوز و کشتار را بیشتر کند شکست های بزرگتری می خورد و آتش مقاومت جهانی را شعله ورتر خواهد کرد و عمق مقاومت بیشتر خواهد شد اگر هم بخواهد نرمش نشان دهد قیام های گسترده تر مردم جان به لب رسیده را بدنبال دارد و عرض مقاومت بیشتر می شود.

همانطور که شاه در سال 57 در چنین بن بستی گیر کرده بود با آوردن حکومت نظامی و دولت ازهاری کشتار می کرد، قیام مردم جدی تر می شد و با آوردن شریف امامی و بختیار و ظاهرسازی نرمش نشان می داد باز هم قیام مردم فراگیرتر می شد.

همانقدر که شاپور بختیار برای حفظ رژیم شاه ملعون بدرد آمریکا خورد باراک اوباما برای حفظ رژیم استکبار بین المللی بدرد آنها خواهد خورد.

مسئله آمریکا مسئله یک فرد نیست مسئله یک رژیم و یک سیستم است تا این سیستم واژگون نشود دنیا روی آرامش نخواهد دید و این واژگونی نزدیک است، بیداری جهانی عمیق تر از آنست که با این ترفندها بخوابد.

آمریکا در کنار تلاش برای بازسازی موقعیت خود در افکار عمومی تلاش خواهد کرد با هدایت گروه های افراطی و دست زدن به عملیات خشونت بار کور علیه غیرنظامیان بی گناه نظیر آنچه امروز در هندوستان اتفاق افتاد چهره اسلام را مخدوش کند و برای پوشش دادن به جنایات خود مسلمانان را خشن و ستیزه جو نشان دهد و جنگ های داخلی میان مسلمانان و مستضعفان به راه اندازد تا خود را از آتش خشم آنان برهاند و کشورهایی را که با اقتصاد آمریکا به رقابت برخاسته اند را گرفتار مشکلات داخلی کند. همان کاری که شاه در سینما رکس آبادان کرد تا وجهه انقلاب را خراب کند.

امروز همه باید بیدار باشیم هم ما و هم همه امت اسلامی و هم سایر ملت ها با وحدت و یکپارچگی مقاومت مردمی بیدارگرانه را ادامه دهیم و در کنار افشای چهره حقیقی لیبرال دمکراسی جنایتکار آمریکا نیفتادن در دام فریبنده و سیاه بازی آمریکایی از حرکت های مشکوک ضد انسانی عوامل آمریکا در این سو و آنسوی دنیا تبری جوییم.

یک نکته دیگر هم در این ماجرا بسیار عبرت انگیز است و آن اینکه همان رسانه هایی که کوچکترین خطا از یک کارمند جزء یا یک درجه دار انتظامی در دورترین نقطه ایران را به کل نظام نسبت می دهند و با همین مستمسک نظام را ناکارآمد جلوه می دهند و اساس نظام را به خاطر عملکرد یک عنصر جزء زیر سوال می برند چگونه در یک رفتار کاملاً متضاد حاضر نیستند بزرگترین جنایات جنگی و تجاوزها و اشغال ها و ورشکستگی های اقتصادی کلان را به ناکارآمدی نظام آمریکا نسبت دهند و همه را به یک فرد نسبت می دهند و فقط بوش را محکوم می کنند در منطق آنها اگر یک نانوای ایرانی در روستای دورافتاده نان بیات به مردم بدهد کل نظام اسلامی و قانون اساسی ایراد دارد ولی اگر چند کشور توسط آمریکا اشغال می شود و شکنجه گاه های بزرگ راه می افتد رژیم آمریکا هیچ تقصیری ندارد و همه خطاها از افراد جزء و چند درجه دار است و نهایتاً فقط شخص بوش تخلف کرده

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=21310

نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 14:18 | لینک  | 

متکی: کله گنده هاشکست خورده اندامارات به تريبون آمريکا و انگليس تبديل نشود و خود را در کنار شکست‌‏خوردگان قرار ندهد

وزير امور خارجه کشورمان گفت: ريشه‌‏هاي اقدامات کشور‌‏هاي عربي در نام‌ بردن خليج فارس با اسم مجعول به گذشته‌‏ها برمي‌‏گردد و ارتباطي به اين دولت يا آن دولت ندارد. سياست‌‏هاي آمريکا در خليج فارس يکپارچه کردن کشورها عليه ايران است و ما بارها آن را مشاهده کرده‌‏ايم.

به گزارش ايلنا، منوچهر متکي که در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي سخنراني مي‌‏کرد، اظهار داشت: آمريکا طرحي برنامه‌‏ريزي کرده بود که همه کشورها را بر عليه ايران بشوراند و شوراي همکاري خليج‌‏فارس را در گام اول؛ اما ايران به عنوان برادر بزرگ‌‏تر در منطقه و به عنوان کشوري که خواهان آرامش است، سعي کرد کشورهاي منطقه را به وحدت منافع منطقه‌‏اي و امنيت منطقه‌‏اي فرا بخواند.

وي با اشاره به سخنراني سال گذشته جورج بوش در ابوظبي آن را تندترين نطق بوش خواند و اضافه کرد: من در همان زمان گفتم که امارات به تريبون آمريکا و انگليس تبديل نشود و خود را در کنار شکست‌‏خوردگان قرار ندهد.

متکي سال 1971 را زمان آغاز ادعاهاي امارات عنوان و تاکيد کرد: اين ادعاها بي‌‏پايه است اما مختص اين دولت نمي‌‏باشد، براي مثال زماني که آقاي ميردامادي، رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس بود، در اجلاس‌‏هاي بين‌‏المجالس تا زماني‌‏که تيمي از وزارت خارجه او را همراهي نمي‌‏کرد، در آن اجلاس‌‏ها شرکت نمي‌‏کرد، زيرا با هجمه‌‏هاي زيادي مواجه مي‌‏شد.

وي در خصوص اينکه چرا امروز تحريکات امارات بيشتر شده، گفت: اين تحريکات را بيشتر مي‌‏بينيم زيرا کله گنده‌‏ها در منطقه شکست خورده‌‏اند. آمريکا در تمام سياست‌‏هاي خود در خليج‌‏فارس به بن‌‏بست رسيده و اين قضايا افتخار ايران است. ما در حقوق ايران با کسي تعارف نداريم و در جاي خود از حقوق ملت به صورت مدبرانه کوتاه نمي‌‏آييم.

وي با اشاره به روز دانشجو بيان کرد: نخستين ويژگي جنبش دانشجويي در ايران مقاومت در برابر سلطه‌‏طلبي قدرت‌‏هاي استعماري که تبلور آن بعد از جنگ جهاني دوم در آمريکا خود نمايي کرد، است همچنين ايستادگي و مقاومت در برابر استبداد داخلي و نظام وابسته به آن از ديگر ويژگي‌‏هاي جنبش دانشجويي به حساب مي‌‏آيد.
وي با تاکيد بر اينکه دانشجو هميشه براي احساس عزت با دفاع از استقلال کشورش به مبارزه با سلطه‌‏طلبي و قدرت‌‏هاي خود‌‏کامه جهاني مشغول است، اضافه کرد: دانشجويان با ديکتاتور و استبداد درون کشور به مبارزه دست مي‌‏زنند و نگاه روشن بينانه و تيزبينانه دانشجويان به مسائل داخلي و ضرورت تاکيد بر مباني و اصول، نوعي پاسداري از همان مباني و اصول است.

متکي کشورهاي جهان را به چند قسمت تقسيم کرد و گفت: برخي از کشورها خود را در جايگاه قدرت مطلقه مي‌‏دانند و براي ديگران تعيين تکليف مي‌‏کنند و در حوزه‌‏هاي سياسي و اقتصادي مي‌‏خواهند تصميم‌‏ساز باشند البته اين بازيگران محدود هستند. پس از پايان جنگ سرد آمريکا تصور مي‌‏کرد که زمان يکه تازي و تک‌‏قطبي شدن جهان فرا رسيده به همين دليل نگاه مستکبرانه داشت.

وي در خصوص کشورهاي دسته دوم تاکيد کرد: خيل قابل توجهي از کشورها وجود دارند که داراي شرايط خاص خود هستند و يا به دليل تقويت و ماهيت روي کار آمدنشان و يا به دليل مشکلاتي که دارند يا به هر دليل ديگر، خودشان را در اختيار تصميم گيرندگان يا تصميم گيرنده مسلط بر مناسبات جهاني، قرار مي‌‏دهند.

متکي کشورهاي دسته سوم را اينگونه مورد ارزيابي قرار داد: در دسته سوم کشورهايي قرار دارند که واقعيت‌‏هاي جهان را به‌‏گونه‌‏اي که هست، پذيرا نيستند و معتقدند بايد طرحي نو در انداخت، يعني نظام نويني طراحي کرد و حرکت مستقلي را سامان داد. اين نگاه در دهه 1950 در جنبش عدم تعهد تبلور پيدا کرد و به دو بلوک شرق و غرب بلوک سومي را اضافه کرد، البته برخي کشورها در مصاديق اين ويژگي‌‏ها را ندارند اما اصل اينکار براي استقلال بود و اين کشورها قصد داشتند در حوزه بين‌‏الملل تاثير گذار باشند.
وي با اشاره به مقاومت مردم ايران تصريح کرد: اين مقاومت را بي‌‏بها به دست نياورده‌‏ايم، شرايط سخت بود و فتنه‌‏ها از آغاز انقلاب شروع شده بود.
وزير امور خارجه کشورمان مهم‌‏ترين رسالت دستگاه ديپلماسي را حفظ استقلال راي نظام و ملت ايران دانست و توضيح داد در شرايط کنوني با تدبير و لسان ديپلماتيک بايد از استقلال نظام حفاظت کنيم و ما بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت باور داريم.
وي در ادامه سخنانش با بيان اينکه منطقه جغرافيايي ايران مهم‌‏ترين موضوعات سياست خارجي را در درون خود جاي داده، اشاره کرد: از 60 سال قبل مساله فلسطين و اشغال آن توسط رژيم غاصب صهيونيستي را شاهد بوديم. ما در منطقه‌‏اي هستيم که درصد بالايي از انرژي جهان را دارد.

وي دو حادثه مهم را طي دهه گذشته حوادثي درمنطقه مهم ارزيابي و تاکيد کرد: کاهش تاثيرگذاري سياست‌‏هاي مستکبرانه آمريکا در منطقه و بالندگي نقش تاثيرگذاري جمهوري اسلامي در مناسبات منطقه‌‏اي و بين‌‏المللي از حوادث مهم دهه گذشته بود.
متکي با اشاره به اتفاقات افغانستان، عراق و لبنان، گفت: آمريکا پس از حادثه مشکوک 11 سپتامبر گفت که مي‌‏خواهد جنگي را عليه تروريسم، مبارزه با قاچاق مواد مخدر و براي بازگشت دموکراسي در افغانستان آغاز کند، جنگ برعليه کساني که خودشان ايجاد کرده بودند، افراط‌‏گرايي در افغانستان محصول دلارهاي نفتي و سناريوي آمريکا بود و امروز همه اذعان دارند که آمريکا در سياست‌‏هايش شکست خورده است.

وي در خصوص مسائل لبنان ادامه داد: دو اتفاق در لبنان افتاد. جنگ دو سال قبل که اسرائيل از پيش طراحي کرده بود و آمريکا نيز از آن اطلاع داشت يکي از حوادث مهم لبنان است. چندي پس از آغاز جنگ مشخص شد که رژيم اسرائيل دچار مشکل شده و سپس حزب الله لبنان در جنگ پيروز شد.

وي با بيان اينکه آمريکا اکنون با افت وجهه مواجه شده است، ادامه داد: انتخابات اخير آمريکا يک نياز براي تغيير ويترين اين کشور بود. بوش در شرايطي کاخ سفيد را ترک مي‌‏کند تا به عنوان اولين رئيس جمهور به او رئيس جمهور فراموش شده مي‌‏گويند و اوباما نيز با چند مولفه مواجه است.
متکي افزود: اولين مؤلفه اوباما حزب دموکرات، ساختار، رويکرد و ديدگاه‌‏هاي اين حزب است و حزب جمهوري خواه، شعار‌‏هاي اوباما و انتظارات مردم آمريکا از ديگر مولفه‌‏هاي روبه‌‏روي وي است.

وزير امور خارجه کشورمان، در پاسخ به سؤالي در خصوص رابطه ايران با آمريکا و تاسيس دفتر حافظ منافع آمريکا در ايران تصريح کرد: بحث تاسيس دفتر حافظ منافع در حد روزنامه‌‏ها باقي ماند و در حد روزنامه نيز به آن پاسخ داده شد. ايران مواضع خود را در فرصت‌‏هاي مختلف بيان کرده است.
متکي همچنين درباره نامه احمدي‌‏نژاد به اوباما گفت: در آغاز اين نامه تبريک به مردمي گفته شده که راي داده بودند و عناصر تشکيل دهنده اين نامه هيچ نشاني از التماس يا گزندگي نداشت. نامه ما منطقي و داراي چهارچوب بود.

وي در پاسخ به سؤال دانشجويي ديگر در اين باره که زماني از نرفتن پرونده ايران به شوراي امنيت سخن گفته بود، اظهار داشت: من هيچ‌‏گاه اينگونه سخن نگفته‌‏ام ما در تريبون‌‏ها با بيان ديپلماتيک سخن مي‌‏گوييم. غربي‌‏ها فکر مي‌‏کردند خط قرمز ما بردن پرونده هسته‌‏اي به شوراي امنيت است و هرگاه مي‌‏خواستند فشار بياورند مي‌‏گفتند پرونده را به شوراي امنيت مي‌‏بريم اما دولت نهم مطرح کرد که اينگونه نيست و خط قرمز ايران حق هسته‌‏اي است و برآن ايستاده‌‏ايم.

متکي با اشاره به برخي شايعات مبني بر حمله نظامي به ايران خاطر نشان کرد: در دوسال گذشته به گونه‌‏اي القا کردند که قطعاً به ايران حمله مي‌‏شود. در جلسات مختلف شوراي عالي امنيت ملي نيز بر آن بحث شد حتي افرادي و يا کساني که از سرويس‌‏هاي اطلاعاتي ديگر کشورها مطلب به ما مي‌‏دادند نقشه‌‏ها را مي‌‏آوردند و مي‌‏گفتند در اين زمان مشخص حمله مي‌‏شود و ما ضمن آمادگي براي حرکات دفاعي پيام‌‏هاي لازم را مي‌‏داديم اما حتي يک کلمه از رعب ايران نگفتيم. اگر درست پيام نمي‌‏داديم مشکلات ديگري غير از جنگ به وجود مي‌‏آمد.

وي افزود: امروز چالش دنيا چالش نظامي نيست بلکه چالش نرم‌‏افزاري منطقه‌‏ها است. آمريکا در افغانستان از لحاظ اقتصادي و نظامي کم نياورد آنچه آمريکا در عراق و افغانستان با آن مواجه بود عدم توانايي براي اقناي افکار عمومي محسوب مي‌‏شود.
متکي در پاسخ به سوالي درباره مسائل ترکمنستان و واردات گاز از اين کشور توضيح داد: ترکمنستان به ما گاز صادر مي‌‏کند و در سال گذشته مساله افزايش قيمت نفت را مطرح نمود، اکنون در حال مذاکره هستيم.

وزير امور خارجه در پاسخ به سؤالي ديگر پيرامون وقايع دانشگاه کلمبيا يادآور شد، رئيس دانشگاه کلمبيا در حد يک بيانه خوان سياست خارجه پايين آمد، زيرا لحن سخنراني او مانند ديپلماسي آمريکا بود، اما سال بعد ديديم دانشجويان علاقه‌‏مند به مباحث ايران به نيويورک آمدند تا رئيس جمهور را ببينند.

وي در پاسخ به سؤالي درباره وضعيت اقتصادي کشور و تاثير آن بر وضعيت ديپلماسي،‌‏ گفت: يک جراحي جامعي در کشور در حال شکل‌‏گيري است و آن طرح تحول اقتصادي نام دارد که ارتباطي هم به دولت خاصي پيدا نمي‌‏کند. دولت نهم دولت اقدام است و ما تلاش داريم هزينه‌‏ها را حداقل و منافع را به حداکثر برسانيم.http://www.jahanews.com/fa/pages/?cid=37317
نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 12:22 | لینک  | 

عصرایران - سایت اینترنتی واشنگتن پست آمریکا با چاپ گزارشی از فعالیت های 8 سال گذشته دولت بوش در قبال ایران ضمن ناکارآمد بودن این سیاست ها، نسبت به موثر بودن گزینه دیپلماسی در دولت اوباما برای متوقف  کردن فعالیت های هسته ای ایران ابراز تردید کرد.

به گزارش عصرایران در این مطلب آمده است:

جرج بوش رییس جمهور ایالات متحده بدون آتش بازی با ایران کمتر از دو ماه دیگر کاخ سفید را با یک شکست دوجانبه در قبال ایران ترک خواهند کرد: یک سوی شکست ، عدم تحقق ایده تندروهای تیم بوش در توقف دست یابی ایران به تکنولوژی هسته ای نظامی است و سوی دیگر شکست عدم تحقق ایده میانه روهای آمریکایی برای مذاکره و گفت و گو با ایران است.

توازن استراتژیک بین ایالات متحده و ایران مغایر با آن چیزی است که دولت بوش می خواست: امروز ایران قوی تر از هشت سال پیش است و ایالات متحده با توجه به درگیر کردن خود در دو جنگ پر هزینه در عراق و افغانستان ضعیف تر از گذشته شده است. از این رو ایران هم هویج آمریکا را پس می زند و هم اینکه چماق آمریکا را جدی نمی گیرد.

باراک اوباما رییس جمهور منتخب آمریکا می خواهد باب یک گفت و گوی جدی با تهران را باز کند. این سیاست می تواند یک فضای تنفس برای هر دو طرف فراهم آورد. اما دلایل کمی وجود دارد تا موفقیت ایده و سیاست او در قبال ایران را باور کنیم.

مقامات ایرانی در تبلیغات و در شعارهای خود در عرصه عمومی خود را آماده جنگ نشان می دهند و در محافل خصوصی حتی طرفداران ایده مذاکرات با آمریکا در ایران هشدار می دهند که هنوز زمان یک مذاکره گسترده و استراتژیک بین دو طرف فرا نرسیده است.
از سوی دیگر ایران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری خود در ژوئن سال آینده (خرداد 88) قرار دارد که این امر ممکن است هر نوع گشایش دیپلماتیک بین دو طرف را پیچیده تر کند. اما زمان به سرعت به سوی تبدیل ایران به یک قدرت نظامی اتمی در حال سپری شدن است و علیرغم اینکه تاکنون 4 قطعنامه تحریمی از سوی شورای امنیت برای توقف فعالیت های هسته ای ایران صادر شده است، به نظر می رسد کشورهای غربی عاجز از متوقف کردن فعالیت های اتمی ایران هستند.
لذا لازم است برای رسیدن به دلایل بدتر شدن و پیچیده تر گشتن موقعیت استراتژیک کنونی غرب در برابر برنامه های هسته ای ایران، سیاست های دولت بوش در 8 سال گذشته در قبال ایران را مرور کنیم.
 
 "گراهان آلیسون" مدیر مرکز در مطالعات بین المللی "بلفر" در دانشگاه هاروارد در دیدار هفته گذشته خود از "کمبریج" پیشنهاد داد تا سیاست های 8 ساله دولت بوش در قبال ایران مورد بازبینی و مرور قرار گیرد و وضعیت ایران با قبل و بعد از دولت بوش مورد مقایسه قرار گیرد.
بیایید از سانتریفیوژها شروع کنیم چرا که برای تولید یک بمب اتمی نیاز به یک تکنولوژی پیشرفته غنی سازی اورانیوم است؟

هنگامی که در ژانویه 2001 بوش به کاخ سفید راه یافت، ایران آشکارا هیچ دستگاه سانتریفیوژ مشغول به کاری در اختیار نداشت؛ اما امروز ایران حدود 3850 سانتریفیوژ فعال و سوار شده دارد و بنا بر گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) بنا دارد تا 3000 دستگاه سانتریفیوژ دیگر را نیز فعال کند.

حال بیایید وضعیت میزان اورانیوم غنی شده در اختیار ایران را مقایسه کنیم. وقتی بوش در سال 2001 به قدرت رسید، ایران هیچ اورانیوم غنی شده ای در اختیار نداشت، اما بر اساس گزارش اخیر (نوامبر 2008 + آذر 87) مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران در حال حاضر 630 کیلوگرم اورانیوم غنی شده در عیار پایین دارد که این مقدار، میزان مورد نیاز برای تولید یک بمب اتمی را در اختیار تهران قرار می دهد.

اما وضعیت موشکی ایران (که ارتباط تنگاتنگی با قابلیت اتمی شدن دارد) در چه وضعیتی است؟
ایران در 8 سال گذشته به طور مداوم و بدون مزاحمت مشغول توسعه و تکمیل برنامه تولید موشک های دوربرد و بالستیک خود بوده است. موشک های شهاب 3 ایران بیش از 1300 مایل برد دارند که می توانند اسراییل و مناطقی از شرق اروپا را هدف قرار دهند.
 ایران همچنین مشغول مطالعه و تولید نوع جدیدی از موشک های کلاس شهاب است که شهاب 6 نام دارد. این موشک در صورت تولید یک موشک بالستیک قاره پیما با برد بیش از 6200 مایل است و قادر خواهد بود حتی مناطقی از خاک ایالات متحده را هدف قرار دهد.

در جریان جنگ 33 روزه لبنان در اوت 2006 توان موشکی و سیستم فرماندهی و کنترل ایران به خوبی مورد آزمایش قرار گرفت، هنگامی که در این جنگ نیابتی حزب الله لبنان با کمک ایران توانست علیرغم حملات سهمگین ارتش اسراییل به جنوب لبنان قابلیت هدف قرار دادن شهرهای اسراییل با موشک های خود را تا پایان جنگ حفظ کند.

دیگر نمی توان به صراحت از موفقیت تلاش دیپلماتیک برای توقف فعالیت های غنی سازی اورانیوم در ایران سخن گفت. چرا که نتیجه آزمون این راه در دولت بوش موفقیت آمیز نبود. دولت بوش پس از یک بحث و جدال داخلی میان نخبگان و دولتمردان آمریکایی بالاخره مجاب شد تا راه دیپلماسی را نیز بیازماید اما هنگامی دست به رویکرد دیپلماتیک زد که بسیار دیر شده بود و چندان موثر نبود.

دولت بوش 5 سال در برابر آزمودن راه دیپلماسی در برابر ایران مقاومت کرد. در سال 2003 علیرغم آمادگی ایران برای انجام یک "معامله بزرگ" بر سر فعالیت های هسته ای ارتش، دولت بوش وارد چانه زنی با ایران نشد و سه کشور اروپایی فرانسه، بریتانیا و آلمان به تنهایی و بدون حضور آمریکا برای بازداشتن ایران از فعالیت های غنی سازی اورانیوم وارد مذاکره با ایران شدند. آنها موفق شدند در 14 نوامبر 2004 دولت ایران را در چارچوب موافقتنامه "پاریس" مجاب به تعلیق غنی سازی اورانیوم کنند.

اما بدون حضور و حمایت آمریکا از جریان مذاکرات سه کشور اروپایی و ایران، توافق پاریس چندان دوامی نیاورد و دولت ایران مجددا در اوت 2005 (مرداد 84) فعالیت های غنی سازی اورانیوم خود را از سر گرفت. دولت بوش در نهایت مجاب شد تا درباره موضوع هسته ای ایران پشت میز مذاکره بنشیند. اما برای این کار یک پیش شرط گذاشت و آن پیش شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی ایران بود.
 پرواضح است که چنین گفت و گویی هیچگاه محقق نشد. در نهایت دولت بوش از این شرط خود نیز کوتاه آمد و در تابستان سال جاری (2008) ویلیام برنز مقام ارشد وزارت خارجه برای شرکت در گفت و گوهای 5+1 با ایران عازم ژنو شد و با نمایندگان ایران پشت یک میز نشست.

دولت بوش حتی شانس خود را با گفتگو و مذاکره با ایران درباره آینده عراق نیز آزمود و در مارس 2006 آیت الله خامنه ای رهبر عالی ایران موافقت کرد تا با اعزام مذاکره کننده ارشد خود به بغداد در این دور از گفت و گوهای مستقیم با آمریکا شرکت کند. اما از این گفت و گوها هم نتایج لازم کسب نشد.

در پایان لازم است که به این نکته تاکید شود که در موقعیت کنونی به راحتی می توان سیاست های دولت بوش در قبال ایران را به باد انتقاد گرفت. اما هر کس که فکر می کند اوباما به راحتی خواهد توانست تابوی مذاکره و توافق آمریکا با ایران را بشکند سخت در اشتباه است.
 ایران روز به روز به کسب توانایی تبدیل شدن به یک قدرت نظامی اتمی نزدیکتر می شود. از نظر ایران صرف نظر از اینکه واشنگتن چه سیاستی در قبال این کشور اتخاذ می کند، ایالات متحده یک دشمن مهاجم است که قصد تغییر رژیم ایران را دارد. باید به اوباما گفت که گفت و گو با ایران ارزش امتحان دارد، اما رییس جمهور منتخب آمریکا باید از هم اکنون به مشاورانش دستور دهد تا به اینکه در صورت شکست مذاکرات واشنگتن باید چه سیاستی را در پیش بگیرد، فکر کنند و در این زمینه برنامه ریزی کنند.
نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 12:42 | لینک  | 

 
به گزارش "جهان" به نقل از روزنامه صهيونيستي اورشليم‌پست، كارشناسان آمريكايي اخيرا گزارشي را به رييس‌جمهور جديد ارائه داده‌اند كه اين گزارش شامل مواردي از جمله نوع برخورد مهمان جديد كاخ سفيد با ايران و جنبش حماس است، كه اين مسئله دقت‌نظر و نگراني نهادهاي امنيتي اسرائيل را افزايش خواهد داد.
 
در اين گزارش كه با نام "موازنه را بار ديگر برقرار كنيد، استراتژي جديد خاورميانه براي رييس‌جمهور جديد " ارائه شده  آمده است: رييس‌جمهور بعدي آمريكا بايد به منظور افزايش منافع آمريكا در خاورميانه، يك چارچوب استراتژيك جديد براي خود تعريف كند.
 
در ادامه گزارش ارائه شده آمده است: مواردي از جمله جنگ‌هاي قومي در عراق، تلاش ايران براي دستيابي به فناوري هسته‌اي، سقوط دولت‌هاي فلسطين و لبنان، پيمان صلح ميان فلسطين و اسرائيل و جنگ بر ضد تروريسم، مسائلي است كه اوباما در خاورميانه بايد با آن‌ها روبرو شود.
 
اورشليم‌پست در ادامه مي‌نويسد: ريچارد هاس، رييس شوراي روابط خارجي آمريكا و مارتين اينديك، رييس موسسه سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه كه از طراحان اصلي اين گزارش هستند، مواردي چون مناقشه اعراب و اسرائيل، مقابله با تروريسم، مسائل ايران و عراق، توسعه سياسي و اقتصادي و تكثير و گسترش سلاح‌هاي اتمي در جهان را از اولويت‌هاي اوباما در كاخ سفيد دانسته‌اند.
 
اين روزنامه در ادامه به مواردي از اين گزارش كه در رابطه با ايران است، اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: در اين بخش بر لزوم ايجاد شرايط براي گفتگوهاي دوجانبه با ايران در مورد تمام مسائل مورد نظر دوطرف تاكيد شده است، همچنين در اين گزارش آمده است كه اين ديپلماسي بايد به سرعت و پيش از انتخابات رياست‌جمهوري ايران در سال آينده در سطح پايين اجرا شود، به اين ترتيب آمريكا بهتر مي‌تواند به اصول و ميزان پويايي سياست ايران پي ببرد.، همچنين در اين بخش آمده است كه آمريكا بايد در نظر بگيرد كه با يك ايران با ملتي متحد و يكپارچه به رهبري آيت الله خامنه‌اي مواجه است.
 
 

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: اين گزارش همچنين اعلام مي‌كند كه اكنون زمان براي بهره‌گيري از راه‌هاي ديپلماتيك به منظور حل بحران هسته‌اي ايران بسيار مناسب است.
 
اورشليم‌پست در بخش ديگري از گزارش خود، با اشاره به موارد منتشره اين گزارش در مورد فلسطين مي‌نويسد:آمريكا  بايد اسرائيل را وادار به توقف شهرك‌سازي در سرزمين‌هاي اشغالي كند.
 
اين روزنامه صهيونيستي با اشاره به مخالفت اسرائيل با اين گزارش مي‌آورد: عدم توسل به زور در برابر ايران نكته‌اي است كه نتايج مثبتي به بار نمي‌آورد و آمريكا از اين اقدام خود ضربه سختي خواهد خورد.
 
اورشليم پست در پايان با ابراز نگراني مي‌نويسد:در واقع به نظر مي‌رسد كه اين گزارش به منزله پذيرش ايران هسته‌اي از سوي سردمداران و سياستمداران آمريكايي است، همچنين ارائه‌كنندگان اين گزارش قصد دارند حماس را به رسميت بشناسند، نكته‌اي كه با منافع اسرائيل در تضاد است.
نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 15:6 | لینک  | 

 

ایران: يك روزنامه روسى نوشته كه خطر جديدى در مرزهاى جنوبى روسيه در حال شكل گيرى است و طرفداران طالبان در افغانستان جنگ اعلام نشده اى را عليه ايران آغاز كرده اند و ربودن حشمت الله عطارزاده كاردار تجارى ايران در پاكستان توسط تروريست هاى القاعده يكى از اولين اقداماتى است كه به منظور ارعاب تهران انجام شده است.

بر اساس اين گزارش سركردگان اين سازمان تروريستى بين المللى اعلام كرده اند قصد دارند به ايران به خاطر مشاركت فعال عليه طالبان ضربه بزنند و از قرار معلوم فرماندهان صحرايى طالبان دستورهاى لازم را در خصوص حملات تروريستى عليه ايران دريافت كرده اند.
نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 12:40 | لینک  | 

روزنامه حریت به نقل از این تحلیل‌گر نوشت رژیم صهیونیستی همانگونه که تاسیسات سوریه را هدف قرار داد به تاسیسات هسته ای ایران نیز حمله خواهد کرد.

یک تحلیل‌گر آمریکایی مدعی شد رژیم صهیونیستی از حریم هوایی ترکیه برای حمله به ایران استفاده خواهد کرد.
 
به گزارش سرویس بین الملل"جهان" چارلز کروتمار تحلیل‌گر آمریکایی در میزگردی،احتمال استفاده رژیم صهیونیستی از حریم هوایی عراق برای حمله به ایران را رد کرده و گفته است:به احتمال زیاد این رژیم برای حمله به ایران از حریم هوایی ترکیه استفاده خواهد کرد.
 
روزنامه حریت چاپ تركيه به نقل از این تحلیل‌گر نوشت رژیم صهیونیستی همانگونه که تاسیسات سوریه را هدف قرار داد به تاسیسات هسته ای ایران نیز حمله خواهد کرد.
 
لازم به ذكر است سازمان اطلاعات و امنيت رژيم صهيونيستي طي گزارشي كه چند روز گذشته منتشر كرد و آنرا در اختيار مقامات ارشد صهيونيستي قرار داد خواسته است كه اين رژيم در سال آينده ميلادي اولا از بلنديهاي جولان عقب نشيني كند و با دولت سوريه صلح امضا كند و دوما با حمله نظامي به تأسيسات هسته اي ايران مانع ادامه برنامه و فعاليت كشورمان شود.
 
گفتني است بحث حمله به تاسيسات هسته‌اي كشورمان هر از چندگاهي توسط برخي مقامات رژيم صهيونيستي مطرح مي‌شود كه هر بار نيز با پاسخ قاطع مقامات كشورمان مواجه شده و از مواضع خود عقب نشيني كرده‌اند به طوريكه چند ماه گذشته نيز با اوج گيري تهديدات و پاسخ ايران نخست وزير رژيم صهيونيستي در عقب نشيني آشكاري اعلام كرد كه طرح حمله به ايران را در سر نيز نمي‌پروراند.

 

http://www.jahanews.com/fa/pages/?cid=36725

نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 12:39 | لینک  | 

سه محور اصلي گزارش موساد به مقامات رژيم صهيونيستي عقب‌نشيني از جولان،حمله به ايران،مقابله با حماس
سازمان اطلاعات و امنيت رژيم صهيونيستي طي دو روز گذشته گزارشي براي سال 2009 ميلادي منتشر كرد و آنرا در اختيار مقامات ارشد صهيونيستي قرار داد تا بر اساس آن در سال آينده رفتار كنند.
 
به گزارش سرويس بين الملل "جهان"، در اين گزارش سازمان اطلاعات و امنيت رژيم صهيونيستي (موساد) به مقامات صهيونيستي توصيه شده است كه اين رژيم بايد طوري رفتار كند تا در سال آينده اولا از بلنديهاي جولان عقب نشيني كند و با دولت سوريه صلح امضا كند و دوما بايد با حمله نظامي به تأسيسات هسته اي ايران مانع ادامه برنامه و فعاليت كشورمان در اين زمينه شوند و سوما بايد به گونه اي در فلسطين نفوذ كند تا در انتخابات بعدي،جنبش مقاومت اسلامي حماس پيروز نشود تا بدين ترتيب انديشه تشكيل دو دولت مستقل فلسطيني و "اسرائيلي" در كنار يكديگر از بين برود.

در ادامه اين گزارش همچنين به مقامات صهيونيستي توصيه شده كه طوري رفتار كنند كه موضوع نزديك شدن و بهبود رابطه ميان واشنگتن و كشورهاي عربي از يكسو و با ايران از سوي ديگر مطرح نشود تا بدين ترتيب جايگاه "اسرائيل" در منطقه بهبود يابد.

در ادامه اين گزارش توصيه شده است كه رژيم صهيونيستي خود را به بالاترين درجه از آمادگي برساند تا هر لحظه براي حمله به ايران و نابود كردن تأسيسات هسته اي اين كشور آماده باشد.

 


اين گزارش به طور ويژه بر "واقعي بودن خطر" پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران تأكيد كرده و گفته كه موشك هاي دوربردي كه برخي كشورهاي منطقه در اختيار دارند خطر واقعي براي "اسرائيل" به شمار مي رود.

در اين گزارش همچنين اعلام شده كه هر چه بيشتر بايد عليه جنبش مقاومت اسلامي حماس و ديگر گروههاي مسلح فلسطيني فشار وارد آيد تا به اصطلاح "محور شرارت" از بين برود. اين گزارش از سوي ديگر توصيه كرده كه بهتر است با كشورهاي معتدل مانند لبنان و ديگر كشورهاي عربي سني مذهب معتدل مانند عربستان سعودي روابط بهتر شود.

اين گزارش قرار است ماه آينده به طور رسمي در اختيار كابينه صهيونيستي قرار گيرد تا استراتژي سال 2009 بر اساس آن ريخته شود.
نوشته شده توسط ک. پورابراهیم در ساعت 18:27 | لینک  | 
 


Search Engine Optimization and SEO Tools